امشب جان سالم به در ببریم تا آخر عمرم دعاگوتون هستم...
شوفاژخونه ساختمون مون به مرز هشدار رسیده و تموم لوله های داخل شوفاژ خونه یکی پس دیگری همزمان دارن میترکن و بخاری حاصل میشه!
اونم چه بخاری !!! تموم ساختمون از ساعت 4بعداز ظهرتا الان عین چی داره می لرزه!
شانس ما هم جمعه است! تعمیر کارا هم که یه نگاهی می ندازن و میرن!
تموم خونه بوی پلاستیک سوخته میده ...
یعنی فقط از خدا میخوام امشب رو بسلامت عبور کنیم...
فشار بابام یه طرف اومده بالا...
خودمم که از استرس فشارم اومده پایین...
تو رو خدا دعا کنین امشب بخیر بگذره...
ممنونم
+
اگر رفتنی شدم حلال کنین ...
++
داییم امروز که اومد به خوابم یه هشدار کوچکی تو خواب داد ولی نمیدونستم موضوعش چیه ؟:|
فقط الان میترسم این خوابم به نوعی از این بدتر تعبیر بشه . تمام وجودم ترس گرفته ...
ترس از مردن ندارم راستش! بیشتر برای بابام میترسم...
ساعت ۱۲نوشت :
بلاخره یه تعمیر کار اومد و فعلا شهر (خانه ) در امن و امانه ...
ولی امشب کلیه وسایل گرمایی خاموشه تا فردا مراحل تعمیر طی بشه ایشالا...
پدرمم تا حدودی حالشون خدا رو شکر خوبه ...
خدایا ممنونم که فعلا اوضاع رو آروم کردی ...
دوستان ممنونم از دعای خیرتون...
ببخشین اگر نگرانتون کردم...
برچسب:
نویسنده: نیما رجبی