حسود خون وجودم گل کرد و نوشت :دی
اگر روزی روزگاری من از اینجا برم بعید میدونم اینجوری پستی برام بنویسن :)
هیچکی هیچکی تو بلاگستان برام نمی نویسه :)
خوشبحالشون :)
+
البته یک دوستی دارم ، ولی اونم بعید میدونم بیاد بنویسه :))
حسود خون نوشت : کاش ما هم سرباز بودیم والا :دی
با احترام به تمام دوستان خواننده یمدت کامنتدونی بسته است :)
با تشکر :)
+
بعدا نوشت :
یکی از اون دور دست ها اومد و گفت : دی
تو برو خودم واست یه طومار مینویسم :)))))))):دی
++
بعدتر نوشت :
به احترام همون خواننده های خوب ،درب کامنتدونی موقتا برای پست های این چنینی که حسود خون همه رو بالا آورده :دی
(آمارگیر از عدد 8گذشت حتی :دی) باز میشه :)
بیاین دیگه اعمال قانون شد چکارتون میشه کرد :)
منم خوش قلبم ها :)):دی وگرنه حالا حالاها باید پشت در می موندین :دی
حیف که بعضی ها قدرمو نمیدونن :دی
برچسب:
نویسنده: نیما رجبی