حال و هوام این شب ها ، شبیه حال و هوای بچگیه.
یادش بخیر بچه که بودم این ایام همه همسایه ها و فامیل می اومدن دم در خونه مون و مامانمو صدا میزدند
و میگفتند : حاج خانوم ما آماده ایم ! شما آماده این بریم عزاداری حسینی ؟
مامانمم چادرش رو می پوشید و میگفت بسم الله بریم...
بچه ها پا به پای بزرگترا ولی کنار هم و مادرا هم پیش هم از سر کوچه راه می رفتیم و همراه با دسته ها سینه میزدیم
گاهی وقتا هم وقتی دسته عزا رد میشد بهشون نگاه میکردیم و زنجیر زنان ها رو می دیدیم با زنجیر زن ها
همزمان سینه میزدیم و میگفتیم
یا حسین یا حسین ...
کاشکی برگردیم به بچگی و عزاداری های اون موقع ...
کاشکی برگردیم به اون دوران...
یادش بخیر...
برچسب:
نویسنده: نیما رجبی